یه موش چاق وگنده

اومد تو آشپزخونه

دادزدم ومن گفتم

برگرد برو تو خونه

اگه مامان ببینه

جیغ می زنه می ترسه

بعدش بابام با جارو

حسابتو می رسه

با اون چشای ریزت

دنبال چی می گردی

نون وپنیر وگردو

داشتی کجا می بردی؟

حتما که خاله سوسکه

منتظرت نشسته

تو سفره ی قشنگش

یه دسته گل گذاشته

نترس پنیرو بردار

زودتر برو به خونه

خوب نیست که خاله سوسکه

منتظرت بمونه